خلاصه داستان سریال قبول می کنم | پیک نیک
  

خلاصه داستان سریال قبول می کنم
ارسال شده در تاریخ 2014/02/16 | مرتبط با : فیلم و سریال | 53 دیدگاه

در این مطلب خلاصه داستان سریال قبول میکنم را برای علاقه مندان به این سریال هندی را قرار داده ایم .اگر تمایل به مشاهده این داستان دارید میتوانید به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

 
عکسی از سریال قبول میکنم :

 

ghabul 23442 piknic.ir  خلاصه داستان سریال قبول می کنم

داستان سریال قبول می کنم :

این مجموعه در قالب درام ساخته شده است .

سریال قبول میکنم از شبکه forum 32 هندوستان در حال پخش است.

سریال قبول می کنم با بازیگران غیر مشهورش بسیار پربیننده بوده است.دختری زیبا به نام زیا که از آمریکا به کشورش هند بازگشته است زندگی تازه ای را با اتفاقات جالبش تجربه می کند.او عاشق پسری مغرور به نام اسد می شود ولی اسد علیرغم اینکه عاشق زیا شده است از خود هیچ احساسی بروز نمی دهد.

در این بین پدر اسد نیز که از همسرش دلشاد جدا شده است، سالهاست که زندگی تازه ای را با زنی به نام شیرین آغاز کرده است.حاصل ازدواج دوم رشید یک پسر به نام آیان و دو دختراست. رشید با اینکه زندگی خوبی دارد گاهی به یاد عشق قدیمی اش دلشاد می افتد و سعی می کند که به او نزدیک شود.

پسر دیگر رشید یعنی آیان زیاد به برادرش اسد شباهت ندارد.او طبعی شوخ دارد و عاشق دختری به نام حمیرا است.البته پدر حمیرا دل خوشی از آیان ندارد و او را از دخترش می راند!

داستان این سریال در کشمکش عشقی شخصیت ها و دوستی های نافرجام خلاصه می شود.

دانلود

همکار گرامی ، باز نشر مطالب پیک نیک تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد، لطفاً رعایت کنید.





نام شما *
ایمیل * (نمایش داده نمی شود)
سایت شما



زندگی نامه زیا در سریال قبول میکنم | پیک نیک در 2014/02/16 گفته :

[…] خلاصه داستان سریال قبول می کنم […]



زیا در 2014/03/13 گفته :

برای فیلم قبول می کنم جایی برای دانلود نگوزاشتین



آزوکا در 2014/03/22 گفته :

چرا همه توی هر سایتی فقط همین یه بند توضیح رو میذارن !!!



دنیا در 2014/04/06 گفته :

در ادامه داستان که توی یوتوب هم هست دایی ایان بابای زویا از کار در میاد که رشید هم دایی میکشه زویا با اسد ازدواج میکنه یک بچه هم دارن که بعد سر بابای زویا دعواشون میشه خلاصه اسد هم یک مدتی میره زندان در ضمن بازیگر اسد هم عوض میشه راستی اگر بخواهید با توجه به سریال که توهند پخش میشه باید تا قسمت 380 اینهارو ببینید تا تازه به اینها که گفتم برسه فیلم ولی اهنگهای قشنگی هم داره عالی حتما ببینید تو یوتوب عالی



آنیتا ابراهیمی در 2014/04/28 گفته :

خب بقیش چی من می خواستم بدونم که زیا با اسد ازدواج می کنه یا نه که البته به لطف دنیا خانم فهمیدم
اینارو که خودمم می دونستم



SHO در 2014/04/28 گفته :

,vgaean ali



SHO در 2014/04/28 گفته :

بقیه اش هم این میشه که اسد با زویا میمیره نجما هم میمیره بعد مامان اسد بچه زویا اسد بر میذاره از اون شهر میرند وبعد هم 20 دیگه رونشون میده که زویا بزرگ شده وومیخواد شوهر کنه با یک پسره که اخلاق خوبی هم نذاره وبا هم همش دعوا میکنن خلاصه اخرش هم با همین پسره ازدواج میکنه تمام



ثریا محمدی در 2014/05/02 گفته :

سلام میخواستم بدونم این سریال چند قسمته



الی در 2014/05/06 گفته :

ایان وحمیراچیمیشن لطفابرام توضیح بدین sho



یشیم در 2014/05/12 گفته :

خواک تو سر تنویر اوزی بااون خال زشتش احمق



یشیم در 2014/05/12 گفته :

بچه ها این سریال 400 قسمت بعدن می بینین بعد تنویر هم اسد رومی کشه بعد زویای عزیزم تفلکی



مهدىع در 2014/05/14 گفته :

بچه ها ترخدا ىکى درستشو به ما بگه من کنجکاو شدم



النا در 2014/05/15 گفته :

این سریال خیلی قشنگه.وای اگه اون طوری که دنیاگفت خیلی بد تموم میشه اییییییییییییییییی لعنت به این تنویر حرصم درمیاد ایش



مریم در 2014/05/17 گفته :

من تا اخرش دیدم 276 قسمته.آخرش اسد با تنویر ازدواج میکنه و آیانم عاشق زیا میشه اونام باهم ازدواج میکن در آخرم همشون پیر میشن و میمیرن.خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ



پریا در 2014/05/19 گفته :

vay che bad mishe age Assad avaz beshe mn dlm barash tang mishe



لادن در 2014/05/19 گفته :

تنویر زویا و اسد را می کشه و….



مریم در 2014/05/19 گفته :

ایان عاشق حمیرانیستا حمیرا عاشقه ایان هس



مریم در 2014/05/19 گفته :

حمیرا عاشقه ایانه



سارا در 2014/05/26 گفته :

سایت بسیار خوبی هست من ودوستانم از شما تشکر میکنیم



گوجه در 2014/05/28 گفته :

دلم خیلی میخوا تنویر حذف شه :O



الهه در 2014/05/29 گفته :

اسد با تنویر ازدواج نمیکنه .دست تنویر برای اسد رو میشه یه اتفاقایی هم میفته که زویا وایان مجبورمیشن باهم نامزد کنن که صحنه های خیلی غم انگیزیه اما بعدش زویا و ایان نامزدی رو بهم میزنن و اسد و زویا با هم ازدواج میکنن و بچه دار میشن اما تنویر نجما اسد وزویا رو میکشه.
اسد هم بخاطر یه بیماری که میگیری اواسط فیلم عوض میشه اما میدونم که الان حالش خوب شده و حتی ازصحنه های فیلمی که در مورد دختر زویا واسده بازدید میکنه که کلیپشم تو اکثرسایتا هست.



الهه در 2014/05/30 گفته :

طی قسمت های اینده اسد زویارو پیدا میکنه و به عشقش اعتراف میکنه اما زویا میگه که دیگه دیره اما یه کم بعد وقتی همه چی روکنارهم قرارمیده میبینه که همه چی نقشه تنویر بوده واسدگناهی نداره وطی ماجراهایی به خونه اسد برمیگرده ودوباره قرارعروسی میزارن.دلشاد هم برای نجما دنبال یه پسرخوب میگرده اما نجما قبلا عاشق امران بوده که از قضا تو این روزا باهم روبرو میشن و امران نامزدیشو با نیکات بهم میزنه و طی ماجراهای طولانی نجما باامران نامزد میکنه اما هاسینا چون ازخانواده نیکات زیادبهش نفع میرسه پسردومشوبانیکات نامزد میکنه.
طی این روزا زویا به رابطه ی تنویر و امران شک میکنه اما امران هربار تکذیب میکنه.ایان و حمیرا هم عاشق هم میشن وقول میدن همیشه باهم باشن .روز عروسی ایان وحمیرا نجما و امران و اسد وزویاکه تو یه روزه تنویرنقشه قتل زویارو میکشه که ایان و حمیرا هم قاطی میشن و بافرار میکنن وبه یه مرکزعقد میرسن وایان وزویا هم برای اینکه تنویر پیداشون نکنه قاطی عروس و دامادا میشن و به اشتباه زویادر جواب اسدکه باهاش تلفنی صحبت میکرده بله میگه و ایان هم به اشتباه بله میگه و چون اونجا دوربین بوده و خبرنگار و اونام از خوانواده های معروف خبر پخش میشه و هاسینام وقتی میفهمه میره میگه شما خانواده درستی نیستیدو میخواد نامزدی نیکاتو بهم میزنه اما ایان با اسد حرف میزنه تا بزاره چند وقتی با زویا واسه هاسینا نقش بازی کنن چون نیکات خودکشی کرده بوده اسد قبول میکنه و با اشک وغم زویارو هم راضی میکنه بعد مدتی هم همه ماجراها تموم میشه و زویا و اسد بهم میرسن بچه دار میشن ونجما هم بچه دار میشه اماتنویر برمیگرده و اسد نجما و زویارو میکشه دلشاد هم بچه هارو به تنهایی بزرگ میکنه که فیلمش ساخته شده.
البته این بین رشید به دست تنویر کشته میشه و اسد زویا و راضیه نقشه میکشن دستشو رو کنن و اسد ترتیبی میده که سوری با تنویر ازدواج کنه اما راضیه به تنویر یه دستی میزنه تو روز عروسی وصدای تنویرو ظبط میکنه و موقع عقد وقتی عاقد ازاسد سوال میکنه اسد میگه نه قبول نمیکنم و تنویرو تحویل پلیس میدن.



مریم در 2014/05/31 گفته :

دوست دارم تنویر حذف بشود وهمین طورراضیه واسد وزیاباهم ازدواج کنند وواقعی باهم عروسی کنند منظورم خارج از فیلم است



setare در 2014/05/31 گفته :

ووووووووی واقعنی 2 تاشون میمیرن!
حالم گرفته شد اهههههههه
کار گردان مزخرفش حاالا چطوری درس بخونم با این اعصابه خراب:-((((((



bahar در 2014/05/31 گفته :

ی بار منو تنویر بیشورو تنها بزارن هر چی عقده از اول فیلم دارم سرش خالی میکنم الاخ زشت



الهه در 2014/06/01 گفته :

مریم جون ایان در قسمت های اینده وقتی بااسدحرف میزنه به اسدمیگه که میخواد حافظه حمیرارو برگردونه(اخه حمیرابخاطریه تصادف حافظشو ازدست میده)واسد بهش میگه تو عاشق حمیرایی عشق ادمو عوض میکنه عاشقی اما نمیخوایی قبول کنی چون خودم تجربه کردم بهت میگم که عاشق شدی و ایان هم عاشق حمیرا میشه.
اسدم میدونید که عوض میشه ولی بازم فیلم قشنگه در ضمن بخاطر یه مریضی کوچیکی که خدارو شکر الان رفع شده عوض میشه نه بخاطراینکه زنش جنیفرنذاشته .کاران(اسد)بارها اعلام کرده عاشق زنشه یه سرچ کنید بجز عکسای عاشقانه ای که دارن یه کلیپ دارن از جشن هولی (جشن رنگ و دوستی)که عشقشون کاملا مشخصه.



عباس در 2014/06/16 گفته :

ازمادربزرگ بگین پیداش میکنن دست راضیه رومیشه



فاتی در 2014/06/21 گفته :

این سریال عالیه عاشقشم اولین سریال قشنگی هست که تا حالا تو عمرم دیدم زویاعاشقتم



باران در 2014/06/29 گفته :

سلام الهه جون واقعا دستت درد نکنه حالا دیگه مجبور نیستم وقتم رو واسه این سریال مزخرف بزارم البته قبل از این که بفهمم قراره چه اتفاق مزخرفی بیفته عاشقش بودم ولی الان عققققققققق بازم میگم الهه جون ممنونم ازت حالا کی با من دوست میشه دختر و پسر فرقی نمیکنه ولی دختر باشه بهتره



یلدا در 2014/06/29 گفته :

لادن خانم، گوجه خانم ،زیا خانم و مریم خانم من از شما ها خیلی خوشم اومده البته من یه دخترم فکر بد نکنید اسمم هم یلدا هستش واقعا دوست دارم یه دوست توی اینترنت داشته باشم و از اونجایی که از شما ها خوشم اومد میخوام پیشنهاد د وستی بهتون بدم



باران در 2014/06/29 گفته :

الهه جون واقعا ازت ممنونم بابت گفته هات .خب حالا کی با من دوست میشه دختر و پسر فرقی نمیکنه ولی دختر باشه بهتره



علی در 2014/06/29 گفته :

ببخشید ستاره خانم شما الان کلاس چندم هستید که به خاطر یه فیلم نمیتونید درس بخونید به دل نگیری ها ولی من دخترم گفتم که هوا برت نداره خوشحال شدی گفتی دوست پسر تازه و اینا



سیما در 2014/07/11 گفته :

من مثل همه ی شما عاشق این فیلمم ولی بر خلاف بعضی خاتون دوست دارم اسد و زیا به دست تنویر کشته می شن البته اینم بگم که توی اواسط فیلم خیلی دوست داشتم که زیا با ایان ازدواج می کنه البته اینم باقی نزارم که اسد و زیا اصلا به هم نمی یان و همسر اصلی اسد خیلی از زیا خوشکل تره و یه پسر هم داره دیگه این خیال های بی مورد رو که اسد و زیا در خارج از فیلم رو کنار بدارید دیگه خیلی حرف زدم خداحافظ



سیما در 2014/07/11 گفته :

م خیلی این فیلم عالیه و همسر اسد از زیا خوشکل تره و یه بچه هم داره پس این خیال های بی مورد در مورد ازدواج اسد و زیا در خارج از فیلم و کنار بدارید خدانگهدار



سیما در 2014/07/11 گفته :

این سایته چرا همچین می گنه هر چی می گم مگه تکراریه حالا اگه حرف بزنم میگید زیادی حرف می زنه ای وایی



نگین در 2014/07/11 گفته :

اه واخدایاچرا همه حرفاتون تکراریه



ایلیا در 2014/07/11 گفته :

این همه برای خودشون کارگردان شدن!!!والا!!!
ولی درستش اینجوریه تنویر رشیدو میکشه بعد زویا و اسد و راضیه نقشه میکشن تا دست تنویرو رو کنن راضیه صدای تنویرو ضبط میکنه ولی تنویر میفهمه و گوشی رو از دست راضیه میگیره و راضیه رو میندازه تو وان و آبم روش باز میکنه ولی زویا نجاتش میده تنویر هم گوشی رو میذاره تو کفشش و میره عروسی که با اسد ازدواج کنه ولی اسد قبول نمیکنه و دست تنویر رو میشه و تنویر میبرن زندان!!!
آیان و حمیرا و شیرین و نیکات میرن دبی زندگی میکنن و از طریق اسکایپ با اسد و زیا ارتباط برقرار میکنن و بابای زیا آقای سیدیکو با اسد و زیا زندگی میکنن زیا هم از اسد یه دوقلو به نامهای صنام و سحر به دنیا میاره نیکات با فرهان و نجما با امران ازدواج میکنه و نجما یه دختر به نام هایا میاره و همگی خوشجالند اما این خوشحالی به پایان میرسه و تنویر از زندان فرار میکنه میاد خونه اسد اینا دلشاد با صنام و سحر و هایا داره بیرون بازی میکنه تنویر یواشکی میاد تو خونه و نجما رو با چاقو میکشه بعد بابای زویا رو میکشه بعد اسدو و زیا بعد خونهشونو اتیش میزنه و دلشاد بچه هارو یعنی صنام و هایا رو برمیداره و فرار میکنه سحر هم گم ده رو راستی تنویر یه پسر به دنیا میاره به نام آهیل 20 سال میگذره و صنام بزرگ میشه و عاشق آهیل میشه!!!



ایناز در 2014/07/12 گفته :

درجواب سیما بگم شما دیدتونوعوض کنیدمیگید ولی زویا قشنگتر از همسر واقی اسد است



مونا در 2014/07/12 گفته :

آیان و حمیرا چی میشن ازدواج میکنن؟؟



عشق من مسیله فخری در 2014/07/15 گفته :

سلام
روز نامزی اسد بازویا و نجما باعمران تنویر یه جوری زویا رو به یک بیمارستان خیلی قیمی می کشونه وزویا میره میبینه که عمران اونجا وایساده ولی در صورتی بود که اون لباس عمران بود زویا نزدیک تر میره وتنویر ادماش رو صدا میکنه وان ها هم زویارو میگرن وروی یک تخت می خوابونن وتنویر زهر روداخل سرو میریزه که با خون زویا مخلوط بشه ولی زویا این اجازه رو نمیده و از دست تنویر فرار میکنه

تعداد قسمت های سریال قبول میکنم 400 قسمت است



فاطمه نارویی در 2014/07/17 گفته :

ای وای وای زویاجون این حقت نبود .نفرین بر تنویر



دل آرام در 2014/07/22 گفته :

بچه ها نمی شه آنلاین فیلم قبول میکنم رو دید.؟♥♥♥♥♥♥♥♥



سلاله در 2014/07/22 گفته :

سلام الهه جون واقعا میمیرن همشون دلم برای زیا میسوزه(دوست دارم اسد وزیا)



حالم گرفته در 2014/08/02 گفته :

سلام من نزدیکه گریم بگیره خیلی ناراحت شدم ای کاش هیچ وقت اخرین قسمت این فیلم رو نمیدیم که زویا اسد مردن من عاشق زویا و اقای خان قبلی شدم هر چند اقای خان جدید هم خوبه ولی من عاشق کاران سینگ استفینم حالا میگن تو فصل دوم این سریال زویا جای نقش دختر خودشو بازی میکنه و اقای خان قبلی هم تو فصل دوم هست ولی حالم گرفته دیدم زویا اسد بابای زویا نجما مردن مخصوصا زویا اسد :-& :'( :-(



sonic در 2014/08/20 گفته :

خیلی دلم میخواد آخرشو بدونم میشه یکی این وسط راستشو بگه



عسل در 2014/08/27 گفته :

بچه ها کسی می دونه عاقبت نیکات و فرهان چی می شه؟بهم علاقمند می شن یا نه



محدثه در 2014/09/02 گفته :

سلام بچه ها من مسافرت بودم نتونستم قسکت های 155 تا 170 رو واسم خلاصه توضیح بدید؟
شیرین و دخترش کجان؟حمیرا با حیدر کجت هستند؟؟؟



sara در 2014/09/10 گفته :

سلام من اين سريال رو خيلى دوست دارم و خيلى نگاه مى كنم اگه خواستيد درباره ى سريال قبول مى كنم بدونيد و از ماجرا هاش و اينا خبر دار باشيد حتما بهم بگيد تا با خبرتون كنم.



sara در 2014/09/10 گفته :

عسل جان نيكهات و فرهان اولا با هم خوب نيستن فرهان همش بهش قرص خواب اور بهش ميده و خودش همش شبا ميره با دخترا و يك روز نيكهات بالاخره ميفهمه كه بهش قرص ميده و فرهان بهش ميگه كه مو قبلا با يكى ازدواج كردم و اسمش هم هست سميرا نيكهات خيلى ناراحت ميشه و اينا بعدا هم با هم رابطشون خوب ميشه ولى نيكهات هى سميرا رو ميبينه كه هاسينا پشت يه تابلو كه يه راه مخفيه سمرا رو مخفى كرده نيكهات هم هىبه فرهان ميگه كه من روح سميرا رو ميبينم راستى بهتون نگفتم كه فرهان فكر مى كنه سميرا مرده فرهان هم از دست نيكهات خيلى عصبانى ميشه و نجما و كساى ديگه فكر مى كنن كه نيكهات ديوونه شده.



sara در 2014/09/10 گفته :

من توى جم تو وى نگاه مى كنم و تو قسمت بعديش نيكهات اشتباهى به فرهان چاقو مى زنه!!!
حالا نمى دونم ديدم حتما بهتون مى گم.



تنوير در 2014/10/12 گفته :

سلام من تنويرم ميدونين چيه فرهان عمدا اين كارو ميكنه تا نيكات رو ديوونه كنه به اين خاطر با مادرش وسميرا دست به يكي ميكنن



تنوير در 2014/10/12 گفته :

البته من دارم سري دو رو ميبينيم ولي چون اينو ديدم بهت جواب دادم



nazgol در 2014/10/13 گفته :

ســـــــــــلام من چند قسمتشو ندیدم سر شوهر نجما چی اومد؟!؟!؟



تمام حق و حقوق برای این پایگاه محفوظ است
باز نشر مطالب پیک نیک تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد