حکایتی زیبا درباره حمام رفتن بهلول | پیک نیک
  

حکایتی زیبا درباره حمام رفتن بهلول
ارسال شده در تاریخ 2014/03/07 | مرتبط با : داستان | یک دیدگاه

داستانی کوتاه و زیبا از حمام رفتن بهلول را در این مطلب قرار داده ایم .شما بازدیدکنندگان گرامی با مراجعه به ادامه مطلب میتوانید این داستان زیبا را مطالعه نمایید.

 

حکایتی زیبا درباره حمام رفتن بهلول

حکایتی زیبا درباره حمام رفتن بهلول :

روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمه حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن قسم که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند.

 

با این حال وقت خروج از حمام بهلول ده دینار که همراه داشت را به استاد حمام داد و کارگران چون این بذل و بخشش را دیدند همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی کردند.
بهلول باز هفته دیگر به حمام رفت ولی ….
این دفعه تمام کارگران با کمال احترام او را شست و شو نموده و مواظبت بسیار نمودند ، ولی با اینهمه سعی و کوشش کارگران موقع خروج از حمام بهلول فقط یک دینار به آنها داد ، حمامی ها متغیر گردیده پرسیدند سبب بخشش بی جهت هفته قبل و رفتار امروزت چیست ؟
بهلول گفت: مزد امروز حمام را هفته قبل که حمام آمده پرداخت نمودم و مزد آن روز حمام را امروز می پردازم تا شماها ادب و رعایت مشتری های خود را بنمایید.

همکار گرامی ، باز نشر مطالب پیک نیک تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد، لطفاً رعایت کنید.







نام شما *
ایمیل * (نمایش داده نمی شود)
سایت شما



رویا در 2015/03/16 گفته :

واقعاخوب بود



تمام حق و حقوق برای این پایگاه محفوظ است
باز نشر مطالب پیک نیک تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد